برای ژاژه طباطبایی
درزلالی آیینه چشمان اش :
براي ژازه طباطبايي عزيز
به وسعتِ درياست ،
شايد گستردهتر، با همان شكوه.
اينك پرندهاي بالافشان بر اين گسترة آبي
به سفري بينشان، دور ميشود.
لكة ابري در افق جاي خوش كرده است
نسيمي به آرامي پَروازِ پَروانه پَر ميزند
از تكانِ گاه به گاه و ملايمِ برگها پيداست.
آوخ! دريا به بيشهزار تاريكي مژگان اش فرو غلطيد.
مثلِ سرنوشتِ من در همة عمر
مثلِ شب كه هميشه بيهنگام از راه ميرسد.
مثلِ همين غروبِ امروز،
كه در پيشِ چشمِ من بال بال ميزند.
آوخ! از آينه و بهار خاموش.
باز آبي آسماني برگسترة دريا سَر ميكشد
به آرامي يك نسيمِ هميشه درگذر.
باز پرندهاي بينام درين پهنة بيكران
سرِ سفر دارد.
ابرِ خاموش هنوز آنجاست
باز بهار و آينه بر من شكُفته است.
اي يگانة بيهمتا
پلكهايت را باز هم باز نگهدار
تا دريابم نامِ آن پرندة بينام را !!
سیروس نیرو متولد 1309 تهرات است.او از شاگردان بلافصل نیماست که همراه با اسماعیل شاهرودی محضر استاد شعر نو فارسی را درک کرده.فارع التحصیل رشته ادبیات دانشگاه تهران است.نیرو در زمینه های شعر کلاسیک ایران تخقیقات مفصلی انجام داده و چندین مجموعه ی شعز دارد.